اطلاعات علمی وابسته و نرم افزارهای مربوطه

  طبقه‌بندی بيابان‌ها

  بيابان‌ها از نظر مشخصه‌های اقليمی، فيزيکی و بيولوژيکی با يکديگر تفاوت دارند. هر چند در جهت

 تبيين اين تفاوت‌ها برای طبقه‌بندی بيابان‌ها به‌ويژه از جنبه عوامل محيط طبيعی تحقيقات مستند

 و مدونی به چشم نمی‌خورد اما برخی افراد و کشورها به فراخور نيازهای کاری خويش مطالعاتی

 کلی در اين زمينه داشته‌اند. می‌توان گفت ميگز ( Meigs ) جزو نخستين کسانی است که نسبت

 به اين کار مبادرت ورزيده است. نامبرده در سال1953 مناطق خشک دنيا را برحسب بارش دريافتی

 به سه طبقه مناطق بی‌نهايت خشک، خشک و نيمه‌خشک تقسيم کرد.

 مناطق بی‌نهايت خشک سرزمين‌هايی را در بر می‌گيرد که 12‌ماه متوالی بدون بارندگی هستند،

 مناطق خشک کمتر از 250ميلی‌متر بارندگی سالانه دارند و مناطق نيمه‌خشک دارای

 بارندگی سالانه بين 250 و 500ميلی‌مترهستند.

  روش ديگری که برای طبقه‌بندی بيابان‌های دنيا به‌کار گرفته شده، تقسيم آنها به چهار نوع

 مجزا و براساس علت خشکی و موقعيت آنها در ارتباط با کنترل‌های اقليمی است. از اين نظر

 مناطق بيابانی دنيا به چهار طبقه بيابان‌های ساپتروپکال (جنب‌حاره يا زير‌استوايی)، بيابان‌های ساحلی،

 بيابان‌های با زمستان‌های سرد و بيابان‌های قطبی تقسيم شده‌اند.

  سازمان زمين‌شناسی آمريکا نيز بيابان‌ها را با توجه به موقعيت جغرافيايی و الگوی هوای غالب،

 به انواع بيابان‌های باران پناهی، ساحلی، مونسونی، قطبی، بادهای تجارتی و بيابان‌های عرض ميانه

 تقسيم کرده است اين در حالی است که در اکثر طبقه‌بندی‌های مدرن، بيابان‌های ايالات‌متحده آمريکا

 و شمال مکزيک به چهار طبقه مجزا گروه‌بندی شده‌اند. اين گروه‌بندی براساس ترکيب و توزيع (پوشش)

 گياهی و رويش گونه‌های گياهی در يک منطقه خاص بيابان صورت گرفته است. به‌طور معمول

 جوامع گياهی به‌وسيله تاريخ زمين‌شناسی، خاک و شرايط کانی‌های معدنی، ارتفاع و الگوی

 بارش يک ناحيه شناسايی می‌شوند. سه نوع از اين بيابان‌ها، چی‌هوآ هوآن، سونوران و موجاوه،

 به‌دليل دمای بالايشان در طول تابستان تحت عنوان بيابان گرم ناميده می‌شوند، زيرا تحول (فرگشت)

 وابستگی زندگی اين گياهان به‌طور نسبتا زيادی با جوامع گياهی جنب‌حاره شباهت دارد.

  متغير کليدی ديگری که برای توصيف توزيع مکانی بيابان‌ها به‌کار می‌رود، پوشش گياهی طبيعی

 و به‌عبارت بهتر غيبت انواع گونه‌های گياهی قابل توجه در اين مناطق است. پوشش گياهی مناطق

 بيابانی دنيا ارتباط مستقيمی با عرض‌های جغرافيايی کره زمين دارد. از آنجا که تراکم کم پوشش

 گياهی يک خاصيت ذاتی بيابان است از اين‌رو طبقه‌بندی بيابان براساس تراکم گياهی مشکل است.

 بهتر است توصيف نوع پوشش گياهی به مولفه پايا‌بودن گياهی محدود شود زيرا حضور گياهان يکساله

 محدود، به دوره‌های کمياب رطوبت کافی زمين وابسته است.طبقه‌بندی ديگری که در مورد بيابان ديده

 می‌شود، تقسيم آن به دو نوع بيابان گرم‌و‌خشک و بيابان سرد است. تفاوت اين دو نوع بيابان

 براساس ميزان بارندگی، درجه حرارت، موقعيت عرض جغرافيايی و توصيفی از نحوه زندگی جانوران

و گياهان در اين دو محل صورت گرفته است.

  به استناد اين طبقه‌بندی بيشتر بيابان‌های گرم‌و‌خشک، نزديک حاره و اطراف مدارهای ر‌أس‌الجدی

و راس‌السرطان و بيابان‌های سرد نزديک قطب هاي کره زمين قرار گرفته‌اند. دامنه دمايی در بيابان‌های

 گرم‌وخشک 20 تا 25 درجه سانتی‌گراد و حداکثر درجه حرارت در اين بيابان‌ها به 43 تا 49 درجه

 سانتی‌گراد می‌رسد درحالی‌که در بيابان‌های سرد، دامنه دمايی در زمستان از 2- تا چهار درجه

 و در تابستان از 21تا 26 درجه سانتی‌گراد است.بيابان‌های گرم‌و‌خشک بارندگی کمی دارند و

 اين بارندگی معمولا در دوره‌های کوتاهی بين دوره‌های بدون بارندگی اتفاق می‌افتد. ميانگين

بارندگی سالانه در اين بيابان‌ها حدود 150ميلی‌متر است. بيابان‌های سرد معمولا برف دارند و

بارندگی در حوالی بهار اتفاق می‌افتد. ميانگين بارندگی سالانه اين نوع بيابان 150 تا 260ميلی‌متر

است. در بيابان‌های گرم‌و‌خشک به ندرت پوشش گياهی ديده می‌شود و گياهان موجود نيز

سازگاری خاصی برای زندگی در محيط پيدا کرده‌اند. در بيابان‌های سرد پوشش گياهی پراکنده است

و در برخی مناطق حدود 10درصد سطح زمين به‌وسيله گياه پوشيده می‌شود.

  دسته‌بندی ديگری از بيابان‌ها

  بيابان‌های دنيا به چهار دسته بيابان‌های گرم‌وخشک، بيابان‌های نيمه‌خشک، بيابان‌های ساحلی

و بيابان‌های سرد نيز تقسيم شده‌اند. در اين تقسيم‌بندی، خشکی شديد هوا، اختلاف شديد دمای

 شب و روز، تبخير و تعرق بالا، بارندگی‌کم و پوشش گياهی ضعيف از ويژگی بيابان‌های گرم‌و‌خشک

محسوب می‌شود. مرکز پرفشار جنب ‌حاره و بادهای شرقی عامل مؤثر در تشکيل اين بيابان‌هاست.

 بيابان لوت ايران در اين طبقه قرار گرفته است.در بيابان‌های نيمه‌خشک، تفکيک فصول مشخص‌تر از

بيابان‌های گرم‌و‌خشک است و گونه‌های گياهی و جانوری در اين ناحيه رونق بيشتری دارند.

تابستان‌های معتدل‌تر خشک و طولانی، بارش‌کم زمستانی و ميانگين دمای 21 تا 27درجه سانتی‌گراد

 تابستانه از ديگر ويژگی‌های بيابان‌های نيمه‌خشک است. بيابان‌های مونتانا و حوزه بزرگ در آمريکا،

 گرينلند، شمال روسيه ، شمال اروپا، و شمال آسيا در اين طبقه قرار می‌گيرند.

  بيابان‌های ساحلی، زمستان‌های سرد و کوتاه، تابستان‌های نسبتا گرم و معتدل و طولانی دارند.

 در مقياس جهانی بادهای شرقی در اين منطقه غالب هستند و مانع نفوذ رطوبت به داخل سواحل

 می‌شوند. جريان‌های سرد اقيانوسی نيز عامل ديگری در شکل‌گيری اين نوع بيابان‌ها هستند.

 اين جريان‌ها باعث می‌شوند تا رطوبت موجود در هوای دريا به‌صورت مه در طول سواحل ظاهر شود.

 بيابان ناميب در آفريقای‌جنوبی و آتاکاما در شيلی در اين طبقه قرار می‌گيرند.

  بيابان‌های سرد عمدتا در مناطق قطبی و جنب قطبی قرار دارند. ريزش برف و هوای سرد زمستانی،

 بارش باران در طول زمستان و گاهی در تابستان از ويژگی اين مناطق است. ميانگين دامنه بارندگی

 سالانه در اين مناطق 150 تا 260ميلی‌متر است هرچند حداکثر و حداقل بارندگی سالانه به‌ترتيب 460

 و 90ميلی‌متر برآورد شده است. بيابان‌ها از جنبه‌های ديرينه اقليمی نيز به دو نوع منطقه‌ای و

 غيرمنطقه‌ای تقسيم می‌شوند.

  بيابان‌های منطقه‌ای وجودشان بسته به موقعيت آنها نسبت به پديده‌های هواشناسی و در مقياس

 جهانی سنجيده می‌شود (منطقه فشار زياد و فشارهای جنب مداری). بيابان‌های غيرمنطقه‌ای

وجودشان نتيجه يک موقعيت جغرافيايی خاص است که در حرکت جوی در مقياس جهانی اختلالی

 ايجاد می‌کند مانند بيابان‌هايی که در پناه و پشت رشته‌کوه‌ها واقع شده‌اند (غرب ايالات متحده آمريکا-

آسيای مرکزی و دشت کوير ايران) يا در وضعيتی هستند که بادهای مرطوب به‌زحمت به آنها می‌رسد

 (جنوب‌غربی ماداسگار- شمال‌غربی برزيل و بيابان تار در هند ) و يا بيابان‌های اقيانوسی که تحت‌تأثير

 يک جريان سرد هستند (غرب آمريکای مرکزی). بيابان‌های منطقه‌ای به تغييرات بيلان حرارتی زمين

 که قبل از هر چيز از حاصل تشعشع خورشيد است، فوق‌العاده حساس هستند. بيابان‌های غيرمنطقه‌ای

 به اين تغييرات حساسيت کمتری دارند، زيرا شرايط جغرافيايی ناحيه‌ای بر آنها غلبه دارد و اين شرايط نيز

کمتر تحت‌تأثير پديده‌های کيهانی هستند و فقط به‌طور مستقيم آنها را تحت‌تأثير قرار می‌دهند.

  همچنين از جنبه سينوپتيکی بيابان‌ها به دو طبقه بيابان‌های ديناميکی و بادپناهی تقسيم می‌شوند.

 در بيابان‌های ديناميکی نزول هوا زير مرکز پرفشار جنب‌ حاره در طول سال مانع صعود هرگونه هوايی

 می‌شود. حتی درتابستان که براثر تابش شديد خورشيد هوای مجاور زمين بسيار گرم و ناپايدار می‌شود،

 وجود جريان نزولی در طبقات بالای اتمسفر مانع صعود هوا و در نتيجه مانع تشکيل ابر و باران می‌شود.

 بنابراين عامل اصلی خشکی، نبودن مکانيسم صعود است. به همين دليل اين نواحی را بيابان ديناميکی

می‌نامند. اما بيابان‌های باد پناهی بيابان‌هايی هستند که در پناه ارتفاعات و کوهستان‌های بزرگ

 قرار گرفته‌اند. تفاوت ظاهری بيابان‌های بادپناهی و بيابان‌های ديناميک جنب حاره‌ای در پايين بودن دمای

 آنهاست. معمولا اينگونه بيابان‌ها جزئی از قلمرو بيابان‌های سرد يا نيمه‌بيابانی سرد محسوب می‌شوند.

 بيابان‌های بادپناه و ديناميک در داخل قاره‌ها به هم ملحق می‌شوند. در ايران دشت کوير بيابان بادپناهی

 است درحالی‌که دشت لوت بيابان ديناميکی محسوب می‌شود.

  بيابان‌های ايران

  در ايران بيابان‌ها به دو گروه اصلی بيابان‌های ساحلی و بيابان‌های داخلی تقسيم شده‌اند. بزرگ‌ترين

مشخصه بيابان‌های ساحلی که به‌صورت نواری شرقی- غربی با پهنايی نابرابر از بندر گواتر در مشرق

 تا خوزستان در جنوب‌غرب ايران در سواحل شمالی دريای عمان و خليج‌فارس گسترده شده است

وجود رطوبت نسبی بالا به‌ويژه در فصل گرم سال است. حضور اين پديده در نواحی فوق، تراکم

پوشش گياهی را افزايش داده و ميزان تبخير را کاهش می‌دهد. در بيابان‌های ساحلی بر اثر جذب

 رطوبت هوا به‌وسيله خاک، قشر سطحی به نسبت سختی تشکيل می‌شود درحالی‌که در بيابان‌های

 داخلی چنين قشر سطحی سختی با ترکيب کانی‌شناسی متفاوت بر اثر تبخير شديد يعنی دقيقا

در جهت عکس تحول پديده بيابان‌های ساحلی به‌وجود می‌آيد. بيابان‌های داخلی در مرکز، مشرق و

 جنوب‌شرقی ايران به‌صورت حوزه‌های بسته مستقل يا نيمه‌مستقل پراکنده شده‌اند.

رشته‌های مرکب چين‌خورده و شکسته با توجه به روند ساختمان‌های اصلی و ناحيه‌ای اين چاله‌ها را

از يکديگر جدا ساخته‌اند. چون تعدادی از اين چاله‌ها حداقل از اواسط دوران سوم به‌صورت حوزه‌هايی

 مستقل شکل گرفته‌اند لذا تمام بيابان‌ها سرنوشت زمين‌شناسی مشابهی نداشته‌اند بلکه هر

حوزه براساس شرايط حاکم به‌نحوی در حال تحول بوده است. با درنظر گرفتن مسائل متنوع زمين‌ساختی

 و اقليمی حاکم بر فلات ايران، مجموعه حوزه‌های بيابانی داخلی به دو گروه بيابان‌های گرم و بيابان‌های

 نسبتا گرم نيز تقسيم شده‌اند.

  پی ، شالوده يا فونداسيون

 بخشی از ساختمان است که وظيفهٔ انتقال نيرو از ستونها به زمين و خاک اطرافش را بر عهده دارد که

 بر اساس نوع ساختمان، ميزان نيروهای وارده، نوع زمين و شرايط آب و هوايی منطقه نوع و ابعاد آن

مشخص می‌شود.

  انواع پی در معماری سنتی ايرانی :

  • پی از جرز
  • پی از شفته
  • پی‌های سنگی
  • پی از شفته تيزان (شفته تيزون)

  به طور کلی از لحاظ اجرايی ما دارای ۵ نوع مدل اجرايی پی می باشيم که عبارتند از:

  ۱- پی منفرد (تکی، نقطه ای):

  پی هايی که بار يک ستون تکی يا يک ديوار را حمل می نمايند. برای ساختمانهايی که بار آن‌ها به

 صورت متمرکز (نقطه ای)به زمين منتقل می‌شود ساخته می گردد مانند ساختمان‌های فلزی يا

 ساختمان‌های بتنی

  لايه‌های پی‌های نقطه ای:

  زمين مناسب

  بتن مگر

  ميلگردهای کف پی

  بتن اصلی

  صفحه زير ستون(در ساختمانهای اسکلت فلزی)

  ۲- پی مرکب :

  پی هايی که بار دو تا چهار ستون را حمل می نمايند .

  ۳- پی باسکولی :

  برای جلوگيری از چرخش فونداسيون و تير و در کنار ديوار همسايه از فونداسيون باسکولی يا مسطح

 استفاده می شود .

  ۴- پی نواری :

  اين پی‌ها معمولاً در ساختمان‌های آجری مورد استفاده قرار می گيرد. حداکثر عمق پی‌های نواری در حدود

 ۵۰ سانتی مترو عرض پی قدری بزرگتر از عرض ديوار روی آن می باشد. لايه‌های پی‌های نواری به ترتيب

 از پايين به بالا عبارتند از:

  شفته ريزی

  کرسی چينی

  شناژ

  ملات ماسه سيمان برای ايزولاسيون رطوبتی

  قير گونی

  ملات ماسه سيمان برای پوشش روی قير گونی

  ديوار چينی اصلی

  ۵- پی گسترده :

  به پی هايی اطلاق می‌شود که بار چند ستون يا ديوار را که در رديف‌ها يا امتدادهای مختلف قرار دارند

 به زمين منتقل می نمايند. پی گستره ممکن است به شکل دال مجموعه تير _دال و... ساخته شود.

 بايد توجه کرد که در نواحی گرمسير با توجه به گرمای هوا بايد ۳الي۴ ساعت بعد از ريختن بتن فونداسيون

 آبدهی بتن آغاز شود و بتن ريزی بعد از ظهر انجام گيرد. در صورتی که بتن ريزی در صبح زودتا قبل از ساعت

ده صبح انجام گيرد دمای بتن را با خنک کردن آب مصرفی بتن ،به کار بردن سيمان مناسب با حرارت زدايی کم،

 پايين نگه داشتن دمای سيمان با نگهداری سيمان در سيلوهای عايق بندی شده، کاهش دمای مصالح سنگی

 با انبار کردن آنها و يا آب پاشی يا دميدن هوای سرد به آنها و نگهداری ابزار و ماشين آلات تهيه و حمل مخلوط

 بتن در سايه و يا آب پاشی به آنها پايين تر از ۳۲ درجه آورد. لازم به ذکر است حداقل سيمان يا مواد سيمانی

 در مناطق ساحلی خليج فارس ۳۵۰ kg/m و حداکثر آن ۴۲۵ kg/m بتن می باشد. مقدار کلريدهای مصرفی

 در بتن مسلح بايد کمتر از ۵۰۰ قسمت در ميليون باشد.ميزان کل کلريد قابل حل در آب بتن سخت شده

۲۸  روزه نيز بايد مطابق آيين نامه مقررات ملی ساختمان باشد.

  هر کدام از پی‌های فوق دارای رفتارهای گوناگونی در هنگام اعمال فشار می باشند.

 آشنايی با ماهواره هاي ايريديوم

 

 

  اغلب ما از تعداد زياد ماهواره هايی که يکی دو ساعت بعد از غروب خورشيد و يا پيش از طلوع آن

 ديده می شوند مطلعيم. امروزه از ميان تقريباً 8000 ماهواره در حال گردش به دور زمين تعداد 400 عدد

 از آنها با چشم غير مسلح قابل رؤيت هستند. شاتل های فضايی معمولاً پرنورتر (به روشنی مشتری

 در قدر 5/2- ) هستند . اما آنها هميشه در حال گردش نيستند. بسياری از ماهواره هايی که ديده می شوند

 مراحل پايانی مأموريت خود را طی می کنند. آنها در حال دوران هستند و در نتيجه درخشندگيشان با تغيير

 مقطع عرضی قابل رؤيت آنها تغيير می کند. گهگاهی شاهد درخشندگی های پرنورتری هستيم که حاصل

 انعکاس نور خورشيد از يک سطح آينه مانند (مثل صفحات خورشيدی يک ماهواره ) است. محاسبات نشان

 می دهند که يک متر مربع از يک سطح آينه ای شده در فاصله 1000 کيلومتر بايد شبيه ستاره ای با قدر 7- به

 نظر برسد. وقايعی که بدانها اشاره شد غير قابل پيش بينی هستند زيرا موقعيت دقيق ماهواره و يا صفحات

 خورشيدی به دلايلی مختلف (امنيتی و غيره) افشا نمی شود. اما اين وضعيت با پرتاب ماهواره هايی توسط

 شرکت ايريديوم که عمليات آماده سازی آنها در ژوئن سال 1998 به پايان رسيد دگرگون شده است .

 پس از آنکه اين ماهواره ها درخشش های بسيار پرنوری (در حد قدر 8-) در نقاط مختلف آسمان ايجاد کردند،

 به زودی مورد توجه راصدان آماتور قرار گرفتند.

 

  سيستم ماهواره ای ايريديوم متشکل از 66 ماهواره فعال و 11 عدد ماهواره غير فعال يدکی است که همگی

 در مدار های پايينی (در حدود 780 Km )به دور زمين می چرخند. آنها برای پشتيبانی از سيستم تلفن های

 همراه در سطوح حرفه ای و صنعتی استفاده می شوند و قادرند هر تلفن همراه در سراسر دنيا را که از

 سيستم ايريديوم استفاده می کند به هر نقطه ديگری متصل کنند. پوشش اين نوع ماهواره ها به قدری

 کامل است که نقاطی با نام نقاط کور که در آن نتوان سيگنالی را دريافت و يا ارسال کرد وجود ندارد.

 اين سيستم بدين دليل ايريديوم خوانده می شود که عنصر ايريديوم در جدول تناوبی دارای عدد اتمی به

 شماره تعداد ماهواره های موجود در اين سيستم است. هر سيستم ايريديوم مجهز به سه آنتن آلومينيومی

 براق است که بازتابنده بسيار قوی نور خورشيد هستند . هنگامی که در وضعيتی مناسب نور خورشيد

 از روی يکی از آنتن ها به سطح زمين می رسد ، به دليل مشخص بودن مسيرهای مداری و جهت ماهواره

پيش بينی اينکه  انعکاس نور خورشيد به کدام نقطه زمين برمی خورد امکان پذير است .

 

  اگر شما در چنين مکانی ايستاده باشيد و به طرف ماهواره نگاه کنيد يک نقطه ستاره مانند متحرک با نور

 ضعيف را خواهيد ديد که نورش ناگهان به شکل يک درخشش تابناک در می آيد. اينچنين درخششی می تواند

 تا 30 مرتبه نورانی تر از سياره ای همچون زهره باشد که به غير از ماه و خورشيد پرنور ترين شيء موجود

 در آسمان است. اينکه نورانيت اين درخشش تا چه اندازه ای خواهد بود به موقعيت شما نسبت به مرکز

 بازتابش بستگی دارد. از آنجايی که تعداد زيادی ماهواره در سيستم ايريديوم وجود دارند و هر کدام از

 ماهواره ها هم دارای سه آنتن بازتابنده هستند، اينچنين تابش هايی بسيار متداول است. به طور معمول

 در يک هفته می توانيم انتظار داشته باشيم که به طور متوسط شاهد 6 درخشش و يا بيشتر باشيم

 که اغلب در صبح زود و يا اول غروب روی می دهند. شايد اين موضوع برای شما جالب باشد که معمولاً

 غالب اين درخشش ها در اول صبح و غروب و نه در نيمه شب اتفاق می افتند. دليلش اين واقعيت است

 که ماهواره ها تنها هنگامی می درخشند که در داخل سايه زمين واقع نشوند. بنابراين خورشيد نبايد

 به مقدار زيادی زير سطح افق باشد. بعضی از اين تابش ها می توانند بقدری درخشان شوند که حتی

 در روشنايی روز هم قابل مشاهده باشند. اين درخشش ها در هر جای زمين بين 5 تا 20 ثانيه طول می کشند.

 اما شما قادريد که اين ماهواره ها را قبل از درخشش پيدا کنيد و تا مدتی بعد از درخشش هم رديابی کنيد.

 بنابراين کل زمان مشاهدات شما می تواند تا يک دقيقه هم طول بکشد.نورانيت درخشان ترين آنها می تواند

 بسيار شگفت انگيز باشد .

 

  خوردگی

 خوردگي يکی از مؤثرترين فاکتورها در تعيين عمر اقتصادی برای ساختمانها می باشد. خوردگی نتيجه يک

 سری فعل و انفعالات شيميايی در بتن و آرماتور ها می باشد. در بتن آرماتورها توسط بتن، محافظت می گردد.

( PH=13) بالا که از خصوصيات بتن می باشد PH بايد کاهش يابد، محافظت بتن از روی آرماتورهاحذف می گردد.

 اين جزء از PH زمانی که اين مقاطع بتنی زنگ می زند،اين زنگ زدگی باعث افزايش حجم ميلگردها می گردد

 که اين موضوع موجب ايجاد ترک در مقطع به موازات ميلگردها خواهد شد. زمانيکه بتن ترک خورد ،ميل گرد

 به طور کامل در معرض اثرات جوی و عوامل خوردگی قرار می گيرد که اين خود باعث کاهش عمر ساختمان

 خواهد گرديد. از عوامل ديگر خوردگی در بتن يک واکنش شيميايی با نام کربناسيون در مقطع بتنی است

 که عامل آن يون های فعال کلسيم که ناشی از هيدراسيون سيمان است، می باشد. اين يون های فعال

 به سرعت با گازهای جو و رطوبت هوا واکنش انجام داده و باعث ايجاد ترکيبات شيميايی پيچيده می گردد

 که سبب تغييرات در مشخصات مقطع واحد گرديد. اين زنجيره از واکنشهای شيميايی به سرعت مقاومت

 و توانايی حفاظت بتن را کاهش داده و بنابراين باعث شروع خوردگی در ميل گردها می گردد.
 در ادامه PH سيمان نيز خواص خود را از دست می دهد و قابليت تحمل خمش در آن به شدت کاهش می يابد.

 در واقع يک روش ترميم بتن است که برای مقاطع بتنی که مقاومت خود را در اثر Izo-BTS خوردگی از دست

 داده اند و يا آنکه در هنگام اجرا در اثر عدم دقت کافی به مقاومت مورد نظر نرسيده اند و يا در اثر زلزله دچار

تخريب شده اند، استفاده می گردد. با توجه به مراحل کار در اين روش ابتدا قسمتهای ضعيف مقطع بتنی

 که مقاومت لازم را ندارند توسط روشهای مکانيکی تخريب می گردد که لازمه آن، در ابتدای کار قبل از تخريب،

 تعيين عمق دقيق نفوذ خوردگی در مقطع است که توسط آزمايشات خاصی اين عمق و نواحی که ترميم

 بايد در آن انجام شود مشخص می گردد.
 در مرحله بعد سطح بتن توسط ماده ای خاص با نام IZOMET-BRM دارای شباهت زيادی با بتن می باشد

 اما قابليتها و خواص آن چه به لحاظ مشخصات ساختمانی و چه به لحاظ مقاومت در برابر عوامل خوردگی

 بسيار بالاتر از بتنهای معمولی است،پوشيده می گردد.  
 تقويت سازه های بتنی
 هدف در اين روش مقاوم سازی سازه ها در مقابل زلزله و يا بالا بردن مقاومت سازه بنا به نيازمواردی

 همچون تغيير کاربری ساختمان و يا اشتباه درمحاسبات اوليه طراح می باشد. در اين روش علاوه بر

 بدست آوردن مشخصات مورد نظر به لحاظ ساختمانی مسايل معماری ساختمان و زيبايی بنا نيز

 مد نظر است بدين صورت که در اين روش بعد از اتمام کار سطح مقطع اجزا ساختمان تغييراتی

 نخواهد داشت. روش کار بدين صورت است که يک سری ورقهای فولادی با توجه به محاسبات

 انجام شده و مقاومت موردنظر از خارج مقطع توسط يک نوع Steel-plates اپوکسی خاص به مقطع

 اضافه می گردد. طراحی اين فولادها و مقادير آن با توجه به محاسبات اوليه ساختمان و نيز مشخصاتی

از مقطع که در نظر داريم به آن برسيم انجام می گيرد. مراحل انجام کار و نيز مواد استفاده شده به

 صورتی است که بعد از پايان مقطع جديد و قديم به خوبی با يکديگر کار می کنند.

  نقره

 نقرهيا سيم يک عنصر شيميايی با علامت Ag است.

  نقره فلزی براق و جذاب است که در بين تمام عناصر، بالاترين ميزان رسانايی الکتريکی و در بين تمام

 فلزات بالاترين ميزان رسانايی گرمايی را دارد. نقره در طبيعت هم به صورت خالص و هم به صورت آلياژ طبيعی

 همراه با طلا و ديگر فلزات و هم در برخی سنگ‌های معدنی يافت می‌شود. بيشترين توليد نقره جهان

 به عنوان محصول جانبی از استخراج مس ، طلا ، سرب و روی به دست می‌آيد.

 نقره از فلزات گران‌بها به شمار رفته و از آن در صنايع الکترونيک و در ساخت سکه ، جواهرات و لوازم تزئينی،

 ظروف و لوازم تجملی آشپزخانه و غذاخوری، عکاسی ،ساخت آينه و کاتاليزور فرآيندهای شيميايی استفاده می‌شود.

 

  نقره عنصری است فلزی با عدد اتمی ۴۷ در گروه Ib و در دوره چهارم جدول تناوبی جای دارد.

 جرم اتمی ۱۰۷٫۸۶۸٬ظرفيت ۱ دارای دو ايزتوپ پايدار است.

 

  مشخصات

  جامد سفيد جلا دار٬شکل پذير و نرم و چکش خوار است. در برابر اکسيداسيون مقاوم است اما در هوا وقتی

 ترکيب‌های گوگردی بر آن اثر بگذارد تيره می‌شود. جرم حجمی ۱۰٫۵۳ ٬نقطه ذوب ۹۶۱ ٬نقطه جوش ۲۲۱۲

 رسانايی گرمايی ۱٫۰۱ کالری بر سانتيمتر مکعب در نقطه ذوب به شدت اکسيژن را جذب می‌کند.